لا

عادل فردوسی‌پور با اظهارات جنجالی درباره «ملی نبودن تیم ملی» به چهره‌ای دورافتاده تبدیل شده است. این موضع‌گیری‌ها فراتر از نقد ورزشی، تلاشی برای جلب توجه و ورود به عرصه سیاست‌زدگی است.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ هجمه‌های اخیر عادل فردوسی‌پور علیه تیم‌های ملی ایران تنها یک اختلاف‌نظر ورزشی نبود بلکه نشانه‌ای از تغییر تدریجی جایگاه و منطق رفتاری او در سال‌های اخیر است، فردوسی‌پور که زمانی در صدر محبوبیت بود، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی دیگر او را نه به‌عنوان یک مرجع فوتبالی بلکه چهره‌ای دورافتاده از متن جامعه ورزشی می‌بیند، چهره‌ای که برای بازگشت به سطح توجهات ناچار است دست به هر موضع‌گیری جنجالی بزند تا دوباره دیده شود.

در همین راستا استفاده او از ادبیاتی مشابه مجریان شبکه بدسابقه اینترنشنال که کارویژه آنها ایجاد گسست میان مردم و نمادهای ملی ایران است دقیقاً در همان چارچوب قابل تحلیل است. فردوسی‌پور در اظهارنظری عجیب تیم ملی فوتبال را «تیمی که چندان ملی نیست» توصیف کرد، عبارتی که نه در چهارچوب نقد کارشناسی فوتبال جا می‌گیرد و نه می‌توان آن را در زمره دغدغه‌های حرفه‌ای یک تحلیل‌گر ورزشی جای داد.

او مدعی شد تیم ملی میان مردم محبوبیت سابق را ندارد و بازیکنان به‌خاطر «یکسری رفتارها» از دل جامعه فاصله گرفته‌اند. این در حالی است که هیچ‌یک از این ادعاها به مسائل فنی فوتبال مربوط نیست و عملاً با واقعیت رفتار و احساس عمومی جامعه نسبت به تیم ملی نیز سازگاری ندارد. در حقیقت آنچه موجب حساسیت فردوسی‌پور شده نه کیفیت فوتبال تیم ملی است و نه تاکتیک‌های کادر فنی، بلکه موضوعاتی کاملاً نمادین و ملی است،
ادای احترام بازیکنان به سرود جمهوری اسلامی ایران، احترام نظامی آنان به پرچم کشور و اظهارنظرهای میهن‌دوستانه برخی از چهره‌های تیم. این رفتارها که برای بخش عمده‌ای از جامعه نشانه هویت، ثبات و همبستگی ملی است، برای عده‌ای دیگر از جمله فردوسی‌پور به‌ظاهر ناخوشایند است.

تعبیر «ملی نبودن تیم ملی» نه یک نقد ورزشی بلکه تلاشی برای زیر سوال بردن هویت ملی در یکی از مهم‌ترین نمادهای وحدت ایرانیان است. چنین موضع‌گیری‌هایی دقیقاً همان خطی است که سال‌هاست در اتاق‌های رسانه‌ای شبکه‌هایی چون اینترنشنال دنبال می‌شود، ایجاد شکاف میان مردم و تیم ملی، تهی‌سازی مفاهیم ملی و استفاده از فوتبال به‌عنوان ابزاری برای دوقطبی‌سازی در جامعه.

فردوسی‌پور اما چرا به این مسیر افتاده است؟ پاسخ روشن است. او که زمانی با تکیه بر برند فردی خود بخش بزرگ مخاطبان فوتبال را همراه داشت، امروز با کاهش اثرگذاری و حضور کم‌رنگ در فضای رسانه‌ای به سمت موضع‌گیری‌های جنجالی سوق پیدا کرده است. موضع‌گیری‌هایی که شاید بتواند برای او باز تبلیغاتی کوتاه‌مدت ایجاد کند. طبیعی است که هر چهره‌ای وقتی از مرکز توجه فاصله می‌گیرد، ممکن است به سمت رفتارهایی برود که صرفاً جنبه «جلب مخاطب» دارد.

فردوسی‌پور به‌جای آنکه همچون گذشته در چارچوب نقد حرفه‌ای فوتبال سخن بگوید، عملاً به میدان سیاست‌زدگی وارد شده و به ادبیاتی متوسل می‌شود که اتفاقاً بیشترین تشابه را با همان جریان‌های رسانه‌ای دارد که مدت‌هاست تلاششان تخریب انسجام ملی ایرانیان است. در نهایت داستان این نیست که کسی حق نقد ندارد مسئله آن‌جاست که وقتی نقد از مسیر کارشناسی خارج می‌شود و به همان زبانی نزدیک می‌شود که بلندگوهای معاند جمهوری اسلامی با آن سخن می‌گویند، طبیعی است که افکار عمومی سوال کند که این تغییر لحن ناگهانی از کجا آمده؟ و مهم‌تر از آنکه آیا این نوع موضع‌گیری واقعاً دغدغه فوتبال است یا تلاشی برای بازگشت به میدان توجه؟

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین‌ها